ستاد کل نیروهای مسلح، علی‌رغم خط و نشان‌های به ظاهر سفت و سخت قبلی، امروز بالاخره اعلام کرد که «مهرداد پولادی» می‌تواند تیم ملی فوتبال را در مسابقات جام ملت‌های آسیا همراهی کند. (+)این یعنی عده‌ای که نه تنها سربازی نرفته‌اند (یک جرم) بلکه از کارت معافیت قلابی استفاده کرده‌اند (دو جرم) صرفا به این دلیل که خوب فوتبال بازی می‌کنند مشمول «چشم‌پوشی بر قانون» شده‌اند!
سه سال پیش، وقتی ماجرای روزه‌خواری علی‌کریمی در جریان تمرینات تیم استیل‌آذین بالا گرفت، من دو یادداشت نوشتم با این عنوان که «علی کریمی را شلاق بزنید». (۱ و ۲) آن زمان، موجی از واکنش‌های عمومی به حمایت از علی کریمی برخاست و عملکرد عادل فردوسی‌پور در برنامه نود هم مزید بر علت شد تا در نهایت کریمی از مجازات مصون بماند. کریمی شلاق نخورد و وجدان عمومی آسوده باقی ماند، اما قانون تعزیر روزه‌خواران هم‌چنان پا بر جا ماند و معلوم نیست طی همین سه سال چند شهروند گم‌نام به همین جرم زیر ضربات شلاق قرار گرفتند.
سال‌هاست که جامعه ایرانی از ملاک‌های دوگانه در اجرای قانون گلایه دارد. از «نور چشمی‌ها» و «شهروندان درجه یک»ی که قانون را نقض می‌کنند و یا با حمایت دست‌های پنهان از مجازات‌های قانونی فرار می‌کنند، اما به واقع خود این جامعه گلایه‌گزار تا چه اندازه به عدالت در اجرای قانون پایبند است؟ بیش از یک قرن از سنت قانون‌نویسی در کشور ما گذشته اما به نظر می‌رسد که هنوز هم «قانون» صرفا بخشی از تشریفات دست و پاگیر مملکت‌داری است که محض خالی نبودن عریضه و حفظ ظاهر بر روی کاغذ می‌آید، اما نه قانون‌گزار، نه مجری و نه حتی شهروندان، هیچ یک نه به آن اعتقادی دارند و نه لزومی در پای‌بندی بدان احساس می‌کنند. مساله فقط در یک پرسش خلاصه می‌شود: «کجای‌اش به سود من است و کجای‌اش به زیان من؟»
وقتی خیزش احساسات عمومی در ماجرای منزجر کننده‌ای همچون «درخواست مجازات شلاق برای روزه‌خواری»، نه اصل این قانون را، بلکه صرفا یک مصداق خاص و گذرای آن را هدف قرار می‌دهد، و در واقع به جای اصلاح قانون خواستار اعمال یک «تبعیض قانونی» می‌شود، دیگر چطور می‌توان از بدنه حکومتی انتظار داشت که به صورت متقابل هرکجا منفعت‌اش اقتضا کرد به همین شیوه رفتار نکند و قانون را به سود خود نقض نکند؟ اگر یک روز عده‌ای به خود حق می‌دهند که صرفا به دلیل علاقه شخصی به علی کریمی خواستار نقض قانون شوند، چرا عده دیگری برای منفعتی بسیار بنیادین‌تر همین قانون را در مورد فعالان و منتقدان سیاسی نقض نکنند؟

تیم ملی فوتبال با همراهی سربازان فراری و متقلب خود روانه جام ملت‌های آسیا شد. من از صمیم قلب آرزوی موفقیت تیم را دارم، اما هم‌زمان از خود می‌پرسم آیا بردن یک جام ورزشی در ازای نقض قوانین کشور و اعمال تبعیض میان شهروندان برای ملت ما پیروزی محسوب می‌شود؟ و باز هم از خودم می‌پرسم، ملتی که خودش صرفا به خاطر گل روی علی کریمی خواستار نقض قانون می‌شود، چطور می‌خواهد به یک «حصر غیرقانونی» اعتراض کند؟

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s