یادآوری: «یادداشت‌های وارده»، نظرات و نوشته‌های خوانندگان وبلاگ است که برای انتشار ارسال شده‌اند. این مطالب «لزوما» هم‌راستا با نظرات نگارنده «مجمع دیوانگان» نخواهند بود.

 

د.ل – دوباره خرداد شد و بحث شرکت یا عدم شرکت در انتخابات مهمترین بحث روز. دلایلی هست که باید صریحاً ما را متقاعد کند که رای ندهیم.

 

زمانی‌ که هنوز آقای هاشمی‌ رّد صلاحیت نشده بود، خیلی‌ از افراد او را بهترین (یا بد در مقابل بدترین) می‌دیدند. اینجا اولین اشتباهمان بود. هاشمی‌ اصلا به خواست مردم وارد صحنه نشد. بلکه از همان اول خواست و دعوت رهبری را شرط حضور خود کرد. همین خود باید دلیل کافی‌ برای عدم حمایت ما از او باشد. حالا هاشمی‌ به هر دلیلی‌ و به پیشنهاد هر کسی‌ در لحظه ی آخر وارد صحنه شد، بماند. شورای نگهبان به هر حال او را که رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام هست رّد صلاحیت کرد. این عمل اصلا به نوبه خودش یک جوک تمام عیار است که چطور میشود رئیس مجمع تشخیص مصلحت صلاحیت اداره ی قوه ی مجریه را نداشته باشد.

 

حالا که شورای نگهبان هشت نفر از افراد مورد علاقه‌اش را برای شرکت در «انتخابات» برگزیده (که یکی‌ از غیر دمکراتیک‌ترین اعمال این رژیم هست)، مردم هنوز بر سر این موضوع که باید رای بدهیم یا نه بحث میکنند. چهار سال پیش که اصلاح طلبانی به صحنه آمدند و حرفشان حرف مردم بود (با بعضی‌ محدودیت ها)، جرقه‌ای از امید در دلم مردم زده شد. اما….نه تنها رای‌ها مثل همیشه دزدیده شد، بلکه صدها نفر کشته و هزاران نفر زندانی شدند. فضای جامعه برای مدتی‌ باز شد، اما دوباره بسته شد.

 

رای دادن به هر کس، حتی نوشتن اسم موسوی و کروبی بر روی ورقه رای، یعنی‌ رای دادن به مشروعیت این حکومت. مشکل اینجاست که ما چه رای بدهیم چه ندهیم، به هر حال نتایج انتخابات به نفع این حکومت رقم زده خواهد شد. اگر رای دادیم و دوباره تقلب شد، که به احتمال خیلی‌ زیاد اینطور خواهد شد، دیگر نمی‌شود از مردم انتظار داشت که به خیابان‌ها بیایند و جانشان را لب مرز بگذارند. چطور می‌توان رای دادن در انتخابات را برای خانواده ی شهدا توجیه کرد؟ رای دادن ما یعنی‌ رای اعتماد دادن به قاتلان آن شهدا. چطور می‌توان در انتخاباتی که هنوز نامزد‌ها و کنشگران دوره ی قبلش در حبس به سر میبرند شرکت کرد؟ در نظر من، تا زمانی‌ که انتخابات آزاد برگزار نشده و هر کسی‌ حق نامزد شدن را ندارد، انتخابات در ایران را باید تحریم کرد، زیرا با حضور در انتخابات این پیام را به حکومت، دنیا، و هموطنانمان میدهیم که ما به همین وضع موجود و انتخابات غیر آزاد راضی‌ هستیم.

 

تا زمانی‌ که این انتخابات آزاد بالاخره برگزار شود، باید راه‌های بهتری برای مبارزه و ایستادگی در برابر این حکومت به وجود آورد. و این راه مبارزه با همین بحث و گفتگو و فعالیت سیاسی مدنی شروع میشود. اما نه با شرکت در انتخابات. این نامزد‌ها نه با خواست ما وارد صحنه شدند و نه برای رضایت ما. آنها از همان اول با انتخاب رهبر و برای رضایت او وارد صحنه شدند. به عبارت دیگر، این نامزدها هیچکدام نماینده ی ما در حکومت نخواهند بود.

 

پی‌نوشت:

«مجمع دیوانگان» مشتاقانه از انتشار یادداشت‌های شما استقبال می‌کند.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s